قدرت دعا و مراقبه را جدی بگیرید !

قدرت دعا و مراقبه را جدی بگیرید !

 آن چه به اشتباه دعا کردن می‌نامیم.

 

دعا کردن

 

 

در این مقاله به شما توضیحی خواهیم داد که چگونه قدرت دعا را باور کنید.

به شما حق می‌دهم اگر لحن و ادبیات این جمله برایتان عجیب باشد. زیرا مفهوم این جمله در یک برداشت سطحی و اولیه، چیزی شبیه به یک نصیحت دستورمآبانه یا یک قانون سخت‌گیرانه به نظر می‌رسد که معلم مدرسه‌تان با اخم بیان می‌کند! اما اگر مفهوم واقعی این جمله را دریابید، خواهید دید که این‌گونه نیست. بگذارید این موضوع را باهم بررسی کنیم:

 

اگر شما نیز همچون من در فرهنگی پرورش یافته‌اید که نیایش با خداوند و درخواست کردن از او با نوعی غم یا احساس ناراحتی عجین شده است، عجیب نیست که چنین چیزی را منطقی و طبیعی بدانید. ما سال‌ها یاد گرفته‌ایم زمانی که دست به دعا برمی‌داریم با لحنی ملتمسانه از قدرتی برتر بخواهیم مشکلات را از سر راهمان بردارد. اما باید بدانید این شیوه‌ی دعا کردن، هر چقدر هم‌ که متداول و عادی باشد، کاملاً غلط است! باهمین قاطعیت به شما می‌گویم که این نوع درخواست کردن از خداوند اصلاً درست نیست.

 

چه کسی به شما گفته است برای دریافت خواسته‌هایتان باید با احساس ناتوانی و کمبود دست به دعا بردارید؟ چه کسی گفته است درخواست کردن از وجود برتر باید لحنی ملتمسانه داشته باشد؟ اگر تا به امروز چنین تفکری داشتید، همین حالا آن را کنار بگذارید. باور کنید وجود برتری که از آن کمک می‌خواهید، مشتاقانه تمام خواسته‌هایتان را به شما خواهد داد، دعایتان را مستجاب و آرزو‌هایتان را برآورده خواهد کرد؛ اگر یاد بگیرید به شیوه‌ی درست درخواست‌تان را بیان کنید.

 

در این لحظه حتماً مشتاقید بدانید یک درخواست که به درستی مطرح شود چه ویژگی‌هایی دارد و شیوه‌ی درست دعا کردن چگونه است؟ نگران نباشید! کافیست سه قدم ساده را یاد بگیرید و آن‌ها را به کار ببرید تا لذت رسیدن به خواسته‌هایتان به یکی از تجربیات همیشگی شما در زندگی تبدیل شود!

 

قدم اول : پیش از دریافت خواسته‌تان، بابت دریافت آن شکرگزاری کنید.

 

دعا

 

 

شاید بگویید اینکار حتی از قبلی هم سخت‌تر است. وقتی هنوز خانه‌ای وجود ندارد، کارت اعتباری‌تان خالیست و در منزل شخص دیگری اجاره‌نشین هستید، چگونه برای خانه‌ی جدیدتان شکرگزاری کنید؟ لحظه‌ای به اصل اول بازگردید؛ گفتیم دعاهای شما باید به گونه‌ای باشند که انگار هم اکنون صاحب خواسته‌تان هستید. باید آن را باور کنید و با قلبتان احساسش کنید. بدیهی است که اگر این کار را به درستی انجام دهید شکرگزاری کار سختی نخواهد بود!

 

بگذارید باهم روراست باشیم. زمانی که خانه‌تان را خریداری کردید و در آن ساکن شدید، قطعاً شکرگزار خواهید بود. درست است؟ خب اینکه کار سختی نیست! نه تنها شما بلکه اغلب افراد توانایی این کار را خواهند داشت. اما آنچه شما و دعایتان را متمایز و قدرتمند خواهد کرد، شکرگزاری قبل از دریافت نتیجه است؛ نه پس از آن!

شکرگزاری قبل از دریافت نتیجه نه تنها شما را به خواسته‌تان نزدیک‌تر خواهد کرد، بلکه احساس خوبی را در شما به وجود خواهد آورد و این احساس خوب اتفاقات خوب را به سمت شما جذب خواهد کرد.شاه کلید قانون جذب و ارتعاش را که می دانید؟

 

احساس خوب=اتفاقات خوب

 

قدم دوم: به گونه‌ای دعا کنید که انگار هم اکنون صاحب خواسته‌تان هستید.

 

قدرت دعا

 

 

به این جمله دقت کنید:

“خدایا! کاش کمکم می‌کردی خانه‌ای هرچند کوچک برای خودم بخرم. من از اجاره نشینی خسته شده‌ام و دیگر تحمل این شرایط را ندارم”

 

شما هم درماندگی و نا امیدی فرد دعا کننده را از روی کلماتش احساس کردید؛ درست است؟ حتی می‌توان حس کرد فردی که این دعا را بیان می‌کند در اعماق وجودش اعتقادی به اینکه روزی بتواند صاحب خانه‌ی خودش باشد ندارد. چقدر غم انگیز!

 

 

حال بیایید به یک جمله‌ی دیگر توجه کنیم:

“خدایا! از تو ممنونم که در حال فراهم کردن خانه‌ای زیبا برای من هستی. می‌دانم که تو در این زمینه به من کمک خواهی کرد و من از همین لحظه می‌توانم لذت زندگی در خانه‌ی شخصی خودم را احساس کنم”

 

مطمئنم شما هم مثل من با خواندن جمله‌ی دوم احساس خوشایندی را تجربه کردید. انگار نوعی اطمینان و باور قلبی در میان کلمات این دعا موج می‌زند که نشان از آرامش و احساس رضایت دعا کننده دارد. او یقین دارد خداوند در آینده ای نزدیک آرزویش را برآورده خواهد کرد. اما متاسفانه باید بگویم که این نوع دعا کردن هم درست نیست…!

 

 

حالا به این دعا توجه کنید:

خدایا! از تو ممنونم که خانه‌ای زیبا به من عطا کردی. من لذت زندگی در خانه‌ی شخصی خودم را احساس می کنم و از تو ممنونم!

 

 

شیوه‌ی صحیح دعا کردن و بیان خواسته‌ها، چیزی شبیه به جمله‌ی سوم است. باید درخواست‌تان را به گونه‌ای مطرح کنید که گویی هم اکنون صاحب آن هستید. باید حتماً از افعال زمان حال استفاده کنید! باید باور کنید خواسته‌تان را در زمان مناسب دریافت کرده‌اید.

 

اما صبر کنید! لحن درست و بیان کلمات مناسب، به تنهایی کافی نیست. مساله‌ی مهم‌تر این است که باید احساستان مطابق با گفته‌هایتان باشد. بله! همه چیز باید کاملاً واقعی باشد. تا زمانیکه احساس قلبی‌تان همسو با کلماتی که به زبان می‌آورید نباشد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد؛ حتی اگر دعا و خواسته‌تان را به قشنگ‌ترین و اصولی‌ترین حالت ممکن هم بیان کنید.

 

شاید در ابتدای راه این کار کمی سخت به نظر برسد. مخصوصاً زمان‌هایی که آثار تحقق نیافتن خواسته‌هایمان در زندگی‌مان جریان دارد. اما به مرور زمان آن را یاد می‌گیرید. تا جایی که ناخودآگاه به همین شیوه دعا خواهید کرد.
تنها باید اراده کنید و باورتان را تقویت کنید. پس به خاطر داشته باشید در زمان درخواست آرزوهایتان از وجود برتر، هرگونه حس نا امیدی و شک و تردید را کنار بگذراید و احساس کنید خواسته‌تان همین جاست. در کنار شما و متعلق به خودتان!

 

 قدم سوم: خودتان را وجودی جدا از وجود برتر تصور نکنید.

 

 

دعا

 

«ما تجربه‌ی شخصی خداوند هستیم»

 

زمانی که برای نخستین بار این جمله را از زبان “جیک دوسی” شنیدم، احساس عجیبی وجودم را فراگرفت. از زمان درک مفهوم آن نگرش تازه‌ای نسبت به رابطه‌ی میان انسان و وجود برتر پیدا کردم. اما مفهوم این جمله چیست؟ چطور می‌شود ما تجربه‌ی شخصی خداوند باشیم؟

 

یکی از تصورات اشتباه اغلب افراد که روی نگرش آنها نسبت به رابطه‌ی جهان با خودشان نیز تاثیر می‌گذارد، تصور کردن نوعی جدایی و تمایز بین ماهیت خودشان و وجود برتر یا همان خداست. این تصور باعث می شود در هنگام دعا کردن و طلب خواسته هایمان از خداوند، او را وجودی غیر از خودمان تصور کنیم که قرار است از مکان و زمانی خارج از وجود ما مشکلاتمان را حل کند و اشتباه بزرگ دقیقا همینجاست! تصور یک جدایی و مرز میان وجود ما و قدرت برتر!

 

پس رابطه‌ی موجودات با خداوند یا وجود برتر در واقعیت به چه شکل است؟

 

تمام موجودیت این جهان، از انرژی تشکیل شده است و ما نیز بخشی از این انرژی هستیم. البته یک بخش بسیار کوچک! وجود برتر یا خداوند نیز انرژی است. خواسته‌های ما و اتفاقات اطرافمان نیز همه انرژی هستند. پس در اصل هیچ جدایی‌ای در کار نیست و همه‌ی جهان نوعی انرژی یکپارچه است. پس شما و خداوندتان از هم جدا نیستید و اینجاست که این جمله معنای اصلی خودش را باز می‌یابد:
شما تجربه‌ی شخصی خداوند هستید. خداوند درون شما حضور دارد و مشتاق است به وسیله‌ی شما لذت، خوشبختی و در نهایت رسیدن به کمال را تجربه کند. او حتی از خود شما برای رسیدن به خواسته‌هایتان مشتاق‌تر است. او خود شماست!

 

این یگانگی به خوبی می‌تواند مهر تاییدی بر این مساله باشد که وجود برتر هیچگاه خواهان تجربه‌ی ضعف، کمبود و ناامیدی توسط شما نبوده و برعکس، خواهان یک زندگی تمام و کمال و سرشار از خوشبختی برای شماست. در واقع این خود شما هستید که از اصل وجودتان فاصله گرفته‌اید و قدرت درونتان را به فراموشی سپرده‌اید. این شمایید که همچون مانعی بر سر راه جریان همیشگی عشق که از سوی خداوند به سمت شما می‌آید قرار گرفته‌اید.

 

باید بدانید زمانی که خواسته‌هایتان را از وجود برتر طلب می‌کنید، او مشتاقانه همه چیز را به نفع شما سر و سامان خواهد داد. به شرط آن که بتوانید فکر و احساستان را با این جریان سعادت همسو و رسیدن به خواسته‌هایتان را باور کنید. شما باید قدر عظمتی را که در وجودتان قرارگرفته است را بدانید.

 

حال که فهمیدید مرزی میان شما و خداوند وجود ندارد و یگانگیِ زیبایی میان شما و وجود برتر برقرار است، دعاهایتان رنگ و بوی دیگری خواهد گرفت. از این به بعد می‌توانید به خداوند بگویید که قرار است در خلق خواسته‌هایتان با او همکاری کنید. بگویید که می‌خواهید وسیله‌ی وجود برتر برای تجلی آرزوها و سعادت باشید. واسطه‌ای برای تجلی کمال، خوشبختی و تمام زیبایی‌هایی که لایقش هستید. هم خودتان و هم خدایتان.

 

 

برای داشتن ذهنی آرام هنگام دعا و مراقبه پیشنهاد ما به شما  آلبوم”سابلیمینال شکر گذاری و قدر شناسی” می باشد.

 

 

آنچه در این مطلب خواندید، راه و روشی ساده اما شگفت انگیز بر اساس آموزه‌های جیک دوسی است که برای دستیابی هرچه بیشتر به خواسته‌هایتان دراختیارتان قرار گرفته است و به شما قول می‌دهم در صورت به کار گیری آن، از آن چه در زندگی‌تان رخ خواهد داد، شگفت زده خواهید شد. پس از همین امروز شروع کنید.

 

 

منبع : jakeducey

مطلبی برای آنان که ذهن ثروتمند می‌خواهند

مطلبی برای آنان که ذهن ثروتمند می‌خواهند

شما هیچ تفاوتی با ثروتمندها ندارید!

ذهن ثروتمند

بیشتر افرادی که هر روز در آرزوی داشتن ذهن ثروتمند هستند ، این که تصور می‌کنند به درستی به سمت اهدافشان در حرکتند، در مسیر اشتباهی قرار دارند و حتی از این اشتباه آگاه هم نیستند ، ممکن است شما نیز جزء همین دسته افراد باشید :

روزی به توصیه‌ی یکی از دوستان موفقم، یک صفحه‌ی کاغذ برداشتم و نام خودم را به عنوان یک ثروتمند در بالای صفحه نوشتم. سپس سعی کردم تمام افکاری که شروع به گذشتن از ذهنم کردند را یادداشت کنم.
حدس می‌زنید این افکار چه محتوایی داشتند؟!

تو نمی‌توانی ذهن ثروتمند داشته باشی چون :
پدر پولداری نداشته‌ای!

در کشوری جهان سوم زندگی می‌کنی و امکانات محدودی داری!

سال‌های ابتدایی جوانی‌ات را پشت سرگذاشته‌ای و تغییر مسیر برایت سخت شده است.

اما قسمت مهم ماجرا اینجاست :

وقتی که طبق قاعده‌ی این تمرین سعی کردم برای هر یک از بهانه‌های ذهنی‌ام یک مثال نقض پیدا کنم، یعنی فردی که با وجود همین شرایط موفق شده است، متوجه شدم نه تنها یک یا دو نفر، بلکه ده‌ها نفر با وجود شرایطی مشابه یا حتی بسیار بدتر از شرایط من، به موفقیت و ثروت و داشتن ذهن ثروتمند دست یافته‌اند. افرادی که انسان‌های خارق العاده یا عجیب و غریبی هم نبوده‌اند.

من با انجام این تمرین متوجه شدم آن بهانه‌ها و دلایل به ظاهر منطقی من، صرفاً افکار ساختگی ذهنم بودند که پس از تکرار چندین و چند ساله به باورهایم تبدیل شده‌اند. باورهایی که فکر می‌کردم حقیقت دارند در حالی که تنها ساخته‌ی ذهن من بودند!

 

بیایید به سراغ خودتان برویم.در ذهن شما چه می‌گذرد؟
آیا شما هم مانند من ذهنی پر از باورهای محدودکننده دارید؟

آیا شما هم برای آن که نتوانید آرزوهای بزرگی در سر داشته باشید، به بهانه تراشی‌ها و دلیل تراشی‌های ناامیدانه روی می‌آورید؟

برای جذب پول و ثروت و داشتن  ذهن ثروتمند ، پیشنهاد ما یک آلبوم فوق العاده : آلبوم ذهن ثروتمند می باشد .

 

راه ثروتمند شدن از داشتن ذهن ثروتمند می‌گذرد و این همان راز مهم کسب ثروت است! همان تفاوت میان من و شما با ثروتمندان. و همان فاصله‌ی اندک بین خواستن و بدست آوردن. و من قدم به قدم به شما خواهم گفت چگونه می‌توانید همانند یک فرد ثروتمند فکرکنید و این فاصله را به سادگی طی کنید!

قدم اول :برای داشتن ذهن ثروتمند در ضمیرناخودآگاهتان را برنامه ریزی کنید!

ذهن ثروتمند

 این سخنان “هارو اکر” را با دقت بخوانید:
«عمیق‎‌ترین کشف من در زندگی این بود که فهمیدم هرکسی یک ترموستات داخلی پول دارد. ترموستات داخلی پول، همان طرحی‌ست که هر کسی در مورد پول دارد.

 

طرح مالی شما مانند یک ترموستات عمل می‌کند. اگر دمای داخل اتاق ۲۵ درجه باشد، مشکلی نخواهد بود. چون ترموستات برای ۲۵ درجه تنظیم شده است. حالا قضیه جالب می‌شود. آیا چون ممکن است پنجره‌ی اتاق باز و هوای بیرون سرد باشد، دمای اتاق به ۱۰ درجه برسد؟ بله!

 

اما در نهایت چه اتفاقی می‌افتد؟ ترموستات عمل می‌کند و دمای اتاق را به ۲۵ درجه برمی‌گرداند. آیا ممکن است چون پنجره باز است و هوای بیرون گرم است دمای اتاق به ۳۰درجه سانتی‌گراد برسد؟ بله ممکن است. اما در نهایت دوباره ترموستات عمل می‌کند و دمای اتاق را به ۲۵ درجه می‌رساند. تنها راهی که بتوانید برای همیشه دمای اتاق را تغییر دهید، تنظیم دوباره‌ی ترموستات است.

 

این سخنان را چندین بار با دقت مرور کنید و سعی کنید بفهمید ترموستات مالی یا طرح مالی ذهن شما چگونه است؟ بگذارید این مسئله را باهم بررسی کنیم:

بسیاری از افراد در طول زندگیشان برای دستیابی به رفاه و آسایش مالی، همواره در تلاش هستند. آنها توانایی و دانش خود را ارتقا می‌دهند، اهداف کوتاه مدت و بلندمدت تعیین می‌کنند و حتی با استفاده از محتواهای انگیزشی سعی می‌کنند امید و انگیزه‌ی خودشان را در سطح بالایی حفظ کنند. تا اینجا آنها تمامِ آن چیزی را که در ظاهر برای رسیدن به اهداف و موفقیت‌های مالی لازم می‌دانند، انجام می‌دهند. اما پس از مدتی در حالیکه موفقیت چندانی کسب نکرده‌اند، اهداف و آرزوهایشان را از یاد می‌برند و به زندگی معمولی خودشان باز می‌گردند. آنها از یک حقیقت بزرگ غافل هستند؛ حقیقتی که “هارو اکر” در بخشی از  کتابِ اسرار ذهن ثروتمند نیز به خوبی آن را بیان می‌کند:

 

«اگر طرح مالی اولیه‌ی ضمیر ناخودآگاه شما برای رسیدن به موفقیت تنظیم نشده باشد، چیزی یاد نخواهید گرفت و متوجه چیزی نخواهید شد. و اگر هم کاری انجام دهید، تغییر زیادی را در زندگیتان ایجاد نخواهید کرد.»

 

اغلب افراد از نقش بسیار مهمی که ضمیرناخودآگاه و نظام باورهایشان در شکل گیری موفقیت‌ها و دستیابی به نتایج دلخواهشان دارد، آگاه نیستند. برخی از آنها حتی نمی‌دانند که در اعماق ذهنشان واقعاً چه دیدگاه و نگرشی نسبت به ثروت و پول وجود دارد و با مشاهده‌ی افرادی که بر خلاف آنها می‌توانند به راحتی به موفقیت‌های دلخواهشان دست یابند، علت شکست‌هایشان را در عوامل بیرونی جستجو می‌کنند. آن‌ها در جایی از اعماق ذهنشان رسیدن به اهدافشان را باور ندارند و ضمیرناخودآگاهشان را به خوبی برنامه‌ریزی نکرده‌اند.
اگر شما نیز تا به امروز جزء همین دسته از افراد بوده و همین افکار و احساسات را داشته‌اید، تعجبی ندارد که نتوانسته باشید نتایج مورد نظرتان را ایجاد کنید. ضمیر ناخودآگاه شما که کنترل بخش بزرگی از زندگیتان را در دست دارد، روی اهداف و آینده‌ی مالی دلخواهتان تنظیم نبوده است! از امروز به بعد باید این بخش ناهوشیار اما بسیار بااهمیت ذهنتان را برای رسیدن به موفقیت به کار بگیرید. خودتان را در آینده‌ی مالی موردنظرتان تصور کنید، از تکنیک‌های تجسم خلاق و عبارت‌های تاکیدی استفاده کنید، افکار و احساساتتان را روی ثروت تنظیم کنید و کم کم با ایمانی قلبی رسیدن به اهدافتان را باور کنید. بدین وسیله می‌توانید ضمیر ناخودآگاهتان را برای ثروتمند شدن آماده کنید و قدرت آن را به هیچ وجه دست کم نگیرید!

قدم دوم : باور کنید که ارزش و لیاقت کافی برای ثروتمند شدن را دارید.

 

شما نمی‌توانید ثروتمند شوید؛ مادامی که خودتان را لایق رسیدن به آن نمی‌دانید! چطور می‌خواهید یک فرد ثروتمند باشید وقتی حتی نمی‌توانید به راحتی تصور کنید در یک خانه‌ی زیبا زندگی می‌کنید، برای تعطیلات به کشوری که دوست دارید سفر کرده‌اید، و یا مالک اتومبیل دلخواهتان هستید؟
متاسفانه گاهی آنقدر در این احساس عدم لیاقت پیشروی می‌کنید که حتی عزت نفستان را معادل دارایی‌هایتان در نظر می‌گیرید و چون در حال حاضر دارایی چندانی ندارید، خودتان را مستحق قرار گرفتن در جایگاهی که آرزویش را دارید، نمی‌دانید. چقدر درحق خودتان کم لطفی می‌کنید!
اگر فکر می‌کنید تنها افراد خاصی لیاقت ثروتمند شدن را دارند که شما جزء آن‌ها نیستید، دنیا این باور و اعتقادتان را به شما اثبات خواهد کرد و به همین سادگی فرصت ثروتمند شدن را از دست خواهید داد! تا وقتی نتوانید خودتان را در جایگاه موردنظرتان تصور کنید و در اعماق وجودتان باور نکنید که شما هم می‌توانید در خانه‌ی رویایی خودتان زندگی کنید، شما هم می‌توانید استقلال مالی داشته باشید و شما هم به اندازه‌ی سایر افراد لایق داشتن یک تعطیلات فوق العاده در هتل‌های لوکس ساحلی هستید، آب از آب هم تکان نمی‌خورد!

شما نیز به اندازه ی تک تک ثروتمندان جهان، لایق ثروتمند شدن هستید. فقط باید آن را باور کنید!

 

 

قدم سوم :  برای داشتن ذهن ثروتمند مراقب آنچه پول، در ذهنتان تداعی می‌کند، باشید!

اگر هنگام عبور از جلوی یک برج مجلل یا یک نمایشگاه ماشین‌های لوکس، احساس بدی به شما دست می‌دهد، خشت اول بنای ثروتمند شدن را کج گذاشته‌اید. شما هیچ گاه نمی‌توانید به چیزی که نسبت به آن احساس خوبی ندارید، دست یابید. شاید این جمله از نظر شما کمی سخت‌گیرانه به نظر برسد؛ اما باید بپذیرید که واقعیت دارد.

متاسفانه در ذهن اغلب افراد باورهای مخربی در ارتباط با ثروت وجود دارد. شما نیز اگر در ذهنتان کنکاش کنید، حتماً تعدادی از این باورها را خواهید یافت. اینکه اگر ثروتمند شویم دیگر یک انسان معنوی نخواهیم بود، دیگر با محبت و مهربانی با دیگران برخورد نخواهیم کرد و از همه مهم‌تر اینکه در مسیر ثروتمند شدن ناچار به ضایع کردن حقوق افراد یا اجحاف در حق دیگران خواهیم شد، همان باورهایی هستند که آن احساس بد را برایتان ایجاد می‌کنند.
چند لحظه عمیقا به تصوری که در رابطه با پول و ثروت دارید بیندیشید. اگر شما هم مانند بسیاری از افراد معتقدید پول و ثروت در مقابل اخلاقیات و معنویات هستند، اگر شما هم تصور می‌کنید افراد ثروتمند انسان‌هایی گستاخ و خودخواه هستند و یک فرد نمی‌تواند هم زمان بخشنده، مهربان، معنوی، متعادل و در عین حال بسیار ثروتمند باشد و اگر نسبت به پول و ثروت احساس خوبی ندارید، مانع بزرگی در همین ابتدای راه، جلوی پایتان وجود دارد.
این دیدگاه، که ثروت، ‌انسانیت و معنویت نمی‌توانند هم زمان با هم وجود داشته باشند، همواره یکی از موانعِ ذهنیِ اساسی برای دست‌یابی به پول و موفقیت‌های مالی بوده است. بسیاری از افراد تصور می‌کنند، راهِ کسب ثروت از راهِ تبدیل شدن به یک انسان حقیقی و وارسته جداست و آنها تنها می‌توانند یکی از این دو راه را انتخاب کنند.

 

علاوه بر این، آن‌ها معتقدند ثروتمند بودن در زندگی اهمیت زیادی ندارد و نعمت‌هایی هم چون سلامتی، خانواده و معنویت بسیار مهم‌تر هستند و ما نباید برای خوشبخت بودن به دنبال پول یا ثروت باشیم. اما تمام این باورها غلط و بی اساس هستند. این که نعمت‌های زیادی غیر از مادیات در زندگی هر یک از انسان‌ها وجود دارد که باید بابت آنها شکرگزار باشند، دیدگاه کاملاً درستی است.  اما مسئله‌ی اصلی این است که ثروتمند بودن منافاتی با هیچکدام از این‌ها ندارد! و هر کسی می‌تواند در عین بهره‌مندی از این نعمت‌ها از ثروت کافی نیز برخوردار باشد ما انسان‌ها می‌توانیم هر دو جنبه‌ی پولدار بودن و یک فرد معنوی بودن را در آغوش بگیریم و از زندگیمان به معنای واقعی لذت ببریم؛ بی‌آنکه ناچار به دست کشیدن از خواسته‌ای برای داشتن خواسته‌ای دیگر باشیم.

اکنون که سه قدم کلیدی را باهم برداشته‌ایم، شما دیگر آن شخصی نیستید که خواندن این مقاله را شروع کرده بود. همه چیز در این لحظه برای شما دگرگون شده است و اگر تلاش کنید این گام‌های ساده را در زندگیتان به کار گیرید، آینده‌تان نیز دگرگون خواهد شد. حالا دیگر می‌دانید برای میلیونر شدن، ابتدا باید صاحب یک ذهن میلیونر باشید و راهش را نیز یاد گرفته اید.

 

هیچ کار دیگری باقی نمانده است؛ جز اینکه شروع کنید!
موفقیت ، بی‌صبرانه در انتظار شماست.

 

 

منبع : .harveker