پارادایم ذهنی چیست ؟

2021-09-06

توسط پریا

دیدگاه

آیا تا به حال با خود فکر کرده اید که چرا بعضی‌ها همواره موقعیت‌های منفی را به زندگی خود جذب می‌کنند و جمعی دیگر تنها موقعیت‌های مثبت را جذب می‌کنند؟ شما تنها می‌توانید آن‌چه را که با فرکانس شما هماهنگی  دارد به خود جذب کنید ؟

هر چیزی در عالم هستی ارتعاش دارد و دارای فرکانس مشخصی است. ذهن و جسم شما هم از این قاعده مستثنی نیست. نود درصد جمعیت خواسته و آرزوهایی مثبت دارند؛ اما منفی فکر می‌کنند. اندیشه‌های منفی‌شان، آن‌ها را در ارتعاش منفی قرار می‌دهد. اما راه حل چیست؟ چگونه می توانیم از لحاظ ارتعاشی با خواسته هایمان هماهنگ شویم؟ حقیقت این است که این پارادایم ها هستند که سطح ارتعاش افکار شما را مشخص می کنند. این پارادایم ها هستند که فرکانسی که به جهان هستی ارسال می کنید را مشخص می کنند.

 

پارادایم زندگی

 

 

پارادایم به زبان ساده همان الگوهای ذهنی و عادت های رفتاری ای هستند که از گذشته تاکنون در ذهن ناخودآگاه ما قرار گرفته اند و می توانند تصمیمات و رفتارهای ما را کنترل کنند.

 

در زیرنمونه هایی از پارادایم هایی رایج ولی نامحسوس است که پیآمد آن‌ها، زندگی ‌مان را تحت تأثیر قرار می ‌دهد. نگاهی بیندازید تا ببینید که کدام‌ یک از آن ‌ها زندگی شما را بیشتر تحت تأثیر قرار داده است  :

 

پارادایم 1: من به بیشترین درآمد خودم رسیده ام 

 

به حد معینی از موقعیت اقتصادی رسیده‌ اید که هر چقدر هم تلاش کنید باز هم درآمدتان تقریباً ثابت می‌ماند. شما احساس درماندگی می‌کنید و نمی ‌دانید چطور از این مانع اقتصادی رد شوید.

دیدگاه سازنده: من نسبت به آینده ی مالی خودم هیجان‌زده‌ ام

شما می ‌توانید بسیار بیشتر از چیزی که تا به‌ حال فکرش را کرده‌ اید پول در بیاورید؛ هر چند اگر فکر کنید یا احساس کنید که حد و مرزی برای درآمد شما وجود دارد قادر به انجام دادن آن نخواهید بود.

اعتقاد به سقف معینی از درآمد فقط رکود بیشتری را به دنبال دارد چون جهان نسبت به باورهای شما پاسخ می‌دهد. درآمد بیشتر فقط با طرز فکر مثبت و درست برنامه ‌ریزی‌ شده و دقیق به دست می ‌آید.

تکه کاغذی بردارید و تمام باورهای منفی ای که در مورد پول و نحوه ی به دست آوردن آن دارید را روی آن بنویسید. حالا کاغذ را بسوزانید یا آن را چال کنید تا همه این باورها نیز نابود شوند. بگذارید مغزتان به سمت موفقیت و خوشبختی متمرکز شود و پولی که می‌ خواهید مال شما خواهد بود.

 

پارادایم 2 : من دوست‌ داشتنی نیستم!

 

شما احساس تنهایی می ‌کنید و فکر می ‌کنید که هرگز قرار نیست که عشق زندگی ‌تان را ملاقات کنید. ممکن است احساس کنید اگر کسی را داشتید که عاشق تان بود شاید زندگی ‌تان خیلی بهتر بود یا شاید در ظاهر خیلی خوش ‌مشرب و شوخ‌ طبع باشید ولی در درون تان همیشه نگران و ناراحت باشید که شخصیتی غیرقابل دوست داشتنی دارید.

شاید وارد روابط بسیار زیادی شوید و آن‌ ها را از دست بدهید چون به اولین فردی که می ‌بینید دل می ‌بندید. ممکن است گمان کنید دلیلش چاق بودن شماست و عددی که ترازو نشان می‌دهد ارزش شماست. شاید فکر کنید که هیچ‌ کس تحمل فردی با مشخصات شما را ندارد.

دیدگاه سازنده : من عاشق خودم هستم و این علاقه چند برابر شده و به من بر می گردد

 

شما می‌ توانید هر طور که دلتان می‌ خواهد در مورد خودتان فکر کنید، پس چرا باید خودتان را تحقیر کنید؟ اگر احساس می‌ کنید که هیچ‌ کسی شما را دوست ندارد تصویری جدید از خودتان بسازید و سعی کنید تا به‌ طور احساسی به آن شخصیت خودتان نزدیک‌ تر شوید.

سعی کنید تا حدی که می ‌توانید به شخصیتی که می‌ خواهید شبیه‌ تر شوید. ضمیر ناخودآگاه شما تفاوت بین واقعیت و خیال را تشخیص نمی ‌دهد پس بهترین تصویر ممکن را از خودتان بسازید. سعی کنید بیشتر و بیشتر به چیزی که آن را دوست دارید تمرکز کنید (مثل علایقتان، شادی‌ تان یا کسی که عاشقش هستید.) و حتی نحوه حرف زدن تان با خودتان و دیگران را بهبود ببخشید. شما خودتان را با تصویرسازی منفی نابود می ‌کنید پس همیشه تصویر ذهنی مثبت از خود داشته باشی.

 

پارادایم 3 : من به تائید دیگران نیاز دارم

 

هر زمانی که می‌ خواهید کاری را انجام دهید منتظرید تا کسی آن را برای شما تصدیق کند. شما همیشه به دنبال یک تصدیق، قدردانی یا یک راهنمایی از همکار، کارمند یا دوستانتان هستید. این پارادایم را نسبتاً بیشتر می ‌بینیم چون همه ما عموماً به توانایی‌ هایمان شک داریم. به زندگی‌ تان یک نگاه دقیق بیندازید و ببینید که آیا واقعاً به یک همراه در تصمیمات جدیدی که می‌گیرید نیاز دارید یا نه؟

 

دیدگاه سازنده: خدا همیشه با من است.

 

متون دینی به ما می گویند که ما توسط خدا خلق‌ شده ‌ایم و فقط کمی با فرشتگان فاصله ‌داریم. پس اگر در ذهن تان این تصور را دارید که شما نفرین ‌شده‌اید تا همیشه شکست بخورید، باید هر چه سریع‌ تر این پارادایم غلط را تغییر بدهید. وقتی به هدفی جدید فکر می‌ کنید یا آرزوی جدیدی در سر می ‌پرورانید این ‌یک اشتیاق الهی است که در دل شماست. پس اگر شما به این اشتیاق پاسخ دهید و آن را دنبال کنید همیشه به موفقیت دست خواهید یافت.

 

 سابلیمینال مثبت اندیشی  ما برای هدف قرار دادن ضمیر ناخودآگاه شما (کلید حفظ نگرش مثبت) ، مبادله افکار منفی شما با افکار خوش بینانه و مثبت طراحی شده است. در اینجا چگونگی عملکرد  آلبوم “سابلیمینال مثبت اندیشی” آمده است

 

پارادایم 4 : همه چیز خوب است.

 

زندگی خیلی دشوار نیست، ولی خیلی هم راحت نیست. شما قبول کرده‌اید که وضعیتی که الان در آن هستید، بهترین وضعیتی است که می‌توانید داشته باشید. شاید به این دلیل که فکر می ‌کنید بهتر از این نمی ‌شود یا لایق چیزی بیشتر از این نیستید.

یا شاید هم هنوز به‌ درستی نفهمیده ‌اید که چه می ‌خواهید؛ یعنی بدون اینکه هدفی در زندگی ‌تان داشته باشید تا شما را رو به ‌جلو براند، به وضعیت فعلی خودتان راضی شده ‌اید. این الگو به‌ نوعی فراگیر است ولی برای هر کسی تفاوت ‌هایی دارد.

 

دیدگاه سازنده: من شاد هستم ولی راضی نه!

 

در واقع انسان مانند بذر گیاهی است که زیر خاک به نور خورشید، مواد مغذی و آب برای رشد نیاز دارد؛ همه ما هم‌ آرزویی طبیعی به رشد و پیشرفت داریم. قانون گونه ما این است که می‌ خواهیم بیشتر بدانیم، بیشتر عمل کنیم و بیشتر حضور داشته باشیم.

هر بار که چیزی را به دست می‌آوریم این میل ما را به سمت پیشرفت بیشتر و آرزوهایی بزرگ ‌تر سوق می‌ دهد البته اگر به آن اجازه بدهیم. همان‌طور که در یک دقیقه آینده خواهید دید، قبول کردن دیدگاهی جدید فقط به معنای گفتن واقعیت ‌ها به خودمان است. در این صورت این درست نیست که بگوییم شما با چیزی که به‌ اندازه کافی خوب نیست راضی هستید، شما همیشه باید بیشتر بخواهید، چه برای خودتان و چه برای جهان پیرامون تان و اینگونه می توانید باعث تغییر پارادایم «همه چیز خوب است» شوید.

 

پارادایم 5 : روزهای خوب من دیگر گذشته‌ اند

 

بسیاری از افراد در سنین حدود 40 سالگی فکر می‌ کنند که به هر چیزی که دوست داشته ‌اند رسیده ‌اند و دیگر وقتی برای شروع کاری جدید، رابطه‌ ای جدید، ارتقای سلامتی ‌شان یا ثروتمند شدن ندارند. این طرز فکر برای شما تبدیل به ‌نوعی باور می ‌شود که دیگر هرگز به اهدافی که دارید نخواهید رسید. شاید طرز فکر “چرا به خودم بیشتر زحمت بدهم” داشته باشید.

 

دیدگاه سازنده: هنوز خیلی به پیر شدنم مانده!

 

در طرز فکر زندگی صدساله، دکتر اریک پلاسکر می‌ گوید که بدن شما مانند دستگاهی است که صدسال و بیشتر عمر می‌کند! اگر شما می‌ دانستید که قرار است 100 سال زندگی کنید آن را چگونه پیش می‌بردید؟

در این صورت هنوز هم‌ فکر می ‌کردید به هر چیزی که می‌ خواهید دست‌ یافته ‌اید؟ گستره ی زندگی ما همیشه در حال افزایش است، پس انتظار یک خوشبختی و خوشحالی صدساله یا بیشتر را داشته باشید.

قبول کردن این طرز زندگی جدید فقط نتایج مثبت برای زندگی شما به ارمغان خواهد آورد. من حدود 86 سال سن دارم ولی آرزوها و انرژی من خیلی بیشتر از یک مرد سی‌ساله ی امروزی است. پس اگر فکر می‌کنید که بهترین روزهای زندگی‌ تان گذشته است، دست از تلف کردن زندگی‌تان بردارید و شروع کنید به زندگی کردن. خودتان را برای اهداف بزرگ بعدی آماده کنید چون هنوز خیلی وقت دارید!

 

 

منبع : Bob Proctor

 

 

 

 

مطالب مرتبط

عزت نفس چیست ؟

عزت نفس چیست ؟

عزت نفس، مرحله ای است که هر کسی باید به تنهایی طی کند. برای اینکه بتوانیم خوشحال باشیم و از خود رضایت داشته باشیم؛ عزت نفس یکی از اصلی‌ترین چیزهایی است که نیاز داریم. عزت نفس است...

مراقبه چیست ؟ و چه فوایدی دارد ؟

مراقبه چیست ؟ و چه فوایدی دارد ؟

مراقبه یعنی عملی آگاهانه در رسیدن به آرامش ذهنی و یک حس آگاهی خالص برای رهایی از دغدغه خاطر و هرگونه اضطراب فکری که در زمینه ی روانشناسی آن را با نام یوگا و مدیتیشن است و نیز در...

0 دیدگاه

0 دیدگاه

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

آخرین اخبار و بروزرسانی‌ها

به خبرنامه‌ی ما بپیوندید